“یادداشت‌های زیرزمینی” اثر “داستایفسکی”

📔 یادداشت‌های زیرزمینی

بعضی کتاب‌ها را فقط می‌خوانی و از کنارشان عبور می‌کنی، اما بعضی دیگر را با تمام وجود زندگی می‌کنی. «یادداشت‌های زیرزمینی» از آن دسته کتاب‌ها بود. پیش از خواندنش تصور خاصی از آن نداشتم و تنها شهرت داستایفسکی مرا به خریدش ترغیب کرد.

هرچه بیشتر پیش می‌رفتم، احساس می‌کردم در حال خواندن بخشی پنهان از وجود خودم هستم؛ بخشی تاریک که شاید هرگز فرصت یا جرئت نگاه کردن به آن را نداشتم. مواجهه با این تاریکی، برخلاف انتظار، لذتی عجیب در من ایجاد می‌کرد. انگار در جایی از ذهن انسان، نوعی لذت بردن از اندوه و رنج نهادینه شده است؛ همان حسی که گاهی هنگام گوش دادن به یک آهنگ غمگین، بی‌هیچ دلیل مشخصی، آدم را به گریستن متمایل می‌کند.

این کتاب داستان پرحادثه‌ای ندارد، اما مونولوگ‌های شخصیت اصلی چنان جهان عمیق و پیچیده‌ای می‌سازند که برای من از هزاران داستان پرکشش، جذاب‌تر و لذت‌بخش‌تر بودند.

شخصیت زیرزمینی داستایفسکی، انسانی است که با خودش، جامعه و حتی منطق در جنگی دائمی به سر می‌برد؛ و شاید به همین دلیل، پس از گذشت سال‌ها همچنان این‌قدر آشنا و زنده به نظر می‌رسد.

ترجمه کتاب بسیار عالی است و احساس کردم مترجم توانسته به روح اثر نزدیک شود. همچنین وجود چهارده تفسیر و یادداشت در انتهای کتاب، لذت خواندن و فهم آن را برایم دوچندان کرد.
✍️بهاره عبدی

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *