نمایشنامه‌ی صدای شکستن از بهمن فرسی

 

این نمایشنامه با خودکشی جوانی به نام فرهاد آغاز می‌شود؛ اتفاقی که از همان ابتدا مخاطب را با خود همراه می‌کند.

فرهاد پیش از مرگ، نوار صوتی‌ای را به برادرش می‌سپارد تا در مراسم چهلم او برای حاضران پخش کند.

در مراسم، با پخش نوار، هر یک از دوستان و آشنایان، فرهاد را از دریچه ذهن و خاطرات خود روایت می‌کنند. جالب آنکه تصویری که فرهاد از خود ارائه می‌دهد، با تصویری که دیگران از او ساخته‌اند، تفاوت‌های بسیاری دارد.

برداشت من از این نمایشنامه این است که هیچ‌یک از نزدیکان فرهاد از رنج و تنهایی عمیق او آگاه نبودند؛ حتی خود فرهاد نیز شاید شناخت کاملی از هویت شکسته و لایه‌های پنهان وجودش نداشت. شاید همین ناآگاهی، او را به آن پایان تلخ رساند.

در نهایت، «صدای شکستن» یادآور این حقیقت است که شناخت انسان از دیگری همواره نسبی و ناقص است؛ و شاید شناخت ما از خود نیز، بیش از آنچه تصور می‌کنیم، ناتمام باشد.

این کتاب من را یاد نمایشنامه “زندگی خصوصی” حمید امجد انداخت که هر دو داستان حول غیاب یک شخص می‌چرخد.

✍️بهاره عبدی

 

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *