🦗 ملخکشی
اینکه ملخ مظلومنمایی میکند و خودش را به آن راه زده که انگار هیچ ترسی ندارد، بیشتر اذیتم میکند!
ناکردار، با آن پاهای خشک و درازش طوری وارد اتاقم شد که حس کردم چشمش را روی همهچیز بسته و فقط میخواهد بپرد.
راستش، حدود یک ساعت است سرپا ایستادهام و جراُت تکان خوردن ندارم؛ از آن بدتر، همه اهل خانه هم خوابند که ازشان کمک بخواهم!
۱۴۰۴/۴/۱۳
پ.ن: این یادداشت را سرپا نوشتم!
آخرین دیدگاهها