یادداشت روزانه، پمپاژ ته مانده‌های ذهن

ساعت گوشی‌ام زنگ خورد. وبینار نویسنده‌ ساز استاد کلانتری. مدت‌ها بود که به دلیل شرایطم نمی‌توانستم در وبینار نویسنده ساز حضور بیابم. این روزها که تعطیلات شروع شده، مثل سابق در وبینار شرکت می‌کنم.
امروز استاد کلانتری کتاب جدیدی با نام یادداشت‌های جلال آل احمدرا معرفی کرد. از آنجا که طرف‌دار سبک جلال آل احمدم و قالب یادداشت روزانه را دوست دارم، مشتاقانه به حرف‌های استاد گوش دادم.
زبان جلال آل احمد در این کتاب از بس صمیمی و صادقانه بود، دوست داشتم تا انتها گوش بدهم و از طرفی دلم میخواست هرچه سریع‌تر یادداشت روزانه‌ام را بنویسم.

ساعت را روی کرنومتر گذاشتم. یک ساعت. گفتم بی‌وقفه یک ساعت می‌نویسم. بدون هیچ حواس پرتی. نوشتم. برایم جالب بود که به کرنومتر بیشتر متعهدم تا یک ساعت گرفتن چشمی و ذهنی.

خودکارم نوک باریک بود. دستم درد گرفت. خودکار نوک پهن را بیشتر ترجیح می‌دهم. یاد استاد کلانتری افتادم که می‌گفت ” ابزار نوشتن، در خود نوشتن تاثیر دارد”.راست می‌گفت. با آنکه دوست داشتم بیشتر بنویسم اما دستانم درد می‌کرد. گوشتم از نوک تیز خودکار، داشت می‌ریخت.

می‌دانم باید بعد از اینکه فهمیدم نوک تیز است عوضش می‌کردم. راستش نمیخواستم یک ثانیه وقتم تلف شود.
آدم وقتی بیوقفه می‌نویسد، انگار دارد حرف‌های مفت ذهنش را بالا می‌آورد. خدا می‌داند امروز از  ته ذهنم چه حرف‌ها که بیرون نکشیدم. خودم هم نمی‌دانستم آنقدر حرف دارم. یک ساعت که تمام شد توی سرم حس سبکی می‌کردم. دوست داشتم فقط دراز بکشم.
✍️بهاره عبدی

به اشتراک بگذارید
پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *